السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
615
تفسير الميزان ( فارسي )
آنها مجامله و سازش مىكردند و از سوى ديگر با يهود و نصارا عهد و پيمان مىبستند كه آنها را يارى كنند تا به اين وسيله هم مسلمانان را بدوشند و هم آن دو طائفه را و هم در رعايت مصالح شخصى خود جانب احتياط را پيش گرفته باشند و به قول معروف : « ز هر طرف كه شود كشته سود آنان باشد » و در حوادثى كه براى يكى از دو طرف پيش مىآيد آنها همواره در مامن آسوده باشند . « 1 » ليكن اين نظريه همانطور كه قبلا هم گفتيم درست نيست زيرا با سياق آيات نمىسازد ، در اين آيات در باره آنان جمله : * ( « فَعَسَى اللَّه أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِه فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ » ) * ، را مىخوانيم كه خداى تعالى اظهار اميد كرده كه در اثر فتح و يا آمدن امرى از ناحيه او اين عده از كرده خود پشيمان شوند ، حال يا مراد از فتح ، فتح مكه است يا فتح قلعه هاى يهودىنشين و بلاد نصارا و يا چيز ديگرى نظير اينها است و معلوم است كه اگر نامبردگان منافق اصطلاحى بودند ، وجهى براى اين اميد پشيمانى نبود ، منافقين از نظر سياست زندگى كارى نكردند كه پشيمان شوند ، آنها با هر دو طائفه دوستى كردند تا در زندگى جانب احتياط را رعايت كرده باشند و احتياط چيزى نيست كه انسان روزى از آن پشيمان شود ، وقتى پشيمانى تصور دارد كه به كلى از مؤمنين بريده و به يهود و نصارا پيوسته باشند ، آن گاه بلائى بر سر نصارا و يهود بيايد و نامبردگان سر انگشت خود بگزند كه چرا از مسلمانان بريديم و به دشمنان ايشان پيوستيم و همچنين با جمله ديگرى كه در آيه بعد آمده كه مىفرمايد : * ( « حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ » ) * نمىسازد ، زيرا اگر افراد مورد بحث منافقين اصطلاحى باشند كارى كه كردهاند حبط شدنى يعنى بى اثر و بى نتيجه نيست ( البته منظور از نتيجه ، نتيجه هاى دنيايى است ، چون فرض اين است كه افراد نامبرده منافق واقعى بوده باشند كه ايمانى به خدا و روز جزا ندارند ) و چنين افرادى اگر به خاطر حفظ منافع و مصالح خود طريقه احتياط را پيش بگيرند ، هم با مسلمانان بسازند و هم با دشمنان ايشان ديگر خسران و حبط در حقشان معنا ندارد ، زيرا اگر آنچه كه از آن مىترسيدهاند واقع شد كه صدمه اى نمىخورند ، چون احتياط خود را داشتهاند و اگر واقع نشد باز ضررى نكردهاند و سخن كوتاه اينكه احتياط يك راه عقلايى است كه هيچگاه ملامت و مذمت ببار نمىآورد . مگر آنكه مفسرين نامبرده بگويند مذمت بدين جهت متوجه آنان شده كه نهى الهى را عصيان كردهاند و دلهايشان به وعده فتحى كه خداى تعالى داده بود مطمئن نشده و اين توجيه
--> ( 1 ) تفسير المنار ج 6 ص 431 .